بررسی تفاوت کسب و کارها از گذشته تا حال

دسته بندی مقاله مجله بونس
منتشر شده در تاریخ
11/01/1400
این مقاله را با کسی که به خواندن آن نیاز دارد به اشتراک بگذارید!

تجارت از گذشته تا امروز

شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید ۱۰۰سال قبل در ایران چه مشاغل و حرفه‌هایی وجود داشته و کدامیک از آنها هنوز شاغل دارد و کدامیک از بین رفته یا تغییر شکل داده است. آنچه در این فهرست می‌خوانید اسامی برخی شغل‌هاست که براساس مصوبه سال ۱۳۰۵ مجلس شورای ملی، از پرداخت مالیات معاف شده‌اند. هرچند این فهرست، مبین همه شغل‌ها نیست اما تا حدودی می‌تواند فضای کسب‌وکار را در یک قرن قبل ترسیم کند. سماک (ماهی‌فروش)، کلک‌ران، لش‌کش (کسی که با ارابه و گاری لاشه گوسفند حمل می‌کرده است)، بزاز، علاقه‌بند (سازنده نوار و قیطان)، مسگر، نعلچی‌گر (سازنده نعل و میخ کفش)، خیاط، کماج‌پز (پزنده نوعی شیرینی)، رزاز (برنجکوب)، پالان‌دوز، چیت‌ساز، دوشاب‌ساز(تولیدکننده شیره انگور و خرما)، موتاب(بافنده موی بز)، اتوکش، نمدمال، نعل‌بند، چاقوساز، حلواپز، آشپز، عصار(روغن‌کش)، جوراب‌باف، شال‌باف، فخار(تولیدکننده ظروف گلی)، آهنگر، کلاه‌دوز، سراج(تولیدکننده کیف)، کفش‌دوز، چرم‌دوز، آجیل‌فروش، حلوایی(شیرینی‌پز)، گیوه‌فروش، نقاش، باغبان، چلینگر(قفل و کلیدساز)، زرگر، صباغ(رنگرز)، خراز، بلورفروش، حلاج (پنبه‌زن)، ریسمان‌باف، مکار(اجاره‌دهنده اسب و قاطر و الاغ)، آینه‌ساز، باروت‌کوب، پنبه‌دوز، آسیابان، علاف(فروشنده علوفه)، قصاب، طباخ، کناس(تخلیه‌کننده چاه فاضلاب)، شانه‌ساز، بقال، نساج(پارچه‌باف)، سبزی‌کار، تخمه‌فروش، دباغ، چرم‌ساز، قناد، خباز، پنیرفروش، ریسمان‌فروش، شماع(شمع‌ساز)، گاوکش، زغال‌فروش، بنا، خشت‌مال، تره‌بارچی، قهوه‌چی، خراط، گچکوب، ظرف‌فروش، زهتاب(کسی که روده گوسفند را می‌تابد)، شمشیرگر(شمشیرساز)، کاردگر، تنباکوفروش، پاره‌دوز، بنکدار، توتون‌فروش، دوافروش، کلاه‌مال، خرده‌فروش، کوزه‌گر، دقاق (آردفروش)، لبوفروش، حمامی، نخودبریز(کسی که دانه‌های فندق و پسته و بادام را برای درست کردن آجیل بو می‌دهد)، زارع، صابون‌پز، کبابی، جگرکی، مجری‌ساز(مجری به کسر میم به صندوقچه کوچک فلزی گفته می‌شد)، حلبی‌ساز، سبزی‌فروش، عطار، نجار، بزاز، سمسار، بوریاباف(حصیرباف)، سفیدگر(کسی که ظروف مختلف فلزی را قلع اندود می‌کرد)، پاتیل‌ساز، پوست‌دوز، گازر(لباس‌شوی)، کفاش، نفت‌فروش، چینی بندزن، کاسه‌گر، سر قاطر، الاغ‌شمار، زردچوبه‌کوب، کله‌پز، کیپائی(سیرابی فروش)، قاشق‌تراش، پنبه‌فروش، بقله‌فروش(فروشنده حبوبات)، ساعت‌ساز، مقنی(حفرکننده قنات و چاه آب)، سلاخ، نشاسته‌ساز، فالوده و بستنی فروش، سکاک(سازنده گاوآهن)، کرباس‌دوز، دست‌فروش بلم‌ران، قالی‌باف، اصطلخی (دارنده استخر)، پیله‌ور(کسی که دارو و ادویه و… را در محله‌ها می‌فروخت)، غسال (مرده‌شوی)، شعرباف، قناویزباف(بافنده نوعی چارچه نخی رنگی)، ابریشم‌تاب.

نان و ماست‌فروش‌های دوره‌گرد

خیلی از شغل‌هایی را که در گذشته بوده به‌طور حتم در فیلم‌ها و سریال‌های قدیمی دیده‌اید. شاید یکی از مهم‌ترین شغل‌ها «شهرفرنگی» بود. در دورانی که از اینترنت و شبکه‌های تلویزیونی خبری نبود، خیلی‌ها از دریچه شهر فرنگ، دنیا را تماشا می‌کردند. تهامی در این‌باره می‌گوید: آن زمان ما یک ریال می‌دادیم و می‌توانستیم از شهرفرنگ استفاده کنیم، در واقع این کار جزو کارهای نمایشی به شمار می‌رفت. به گفته عکاس‌باشی دیگر این روزها در گوشه و کنار خیابان، مردی را نمی‌بینید که با شهر فرنگ خود انتظار مشتریان را بکشد و این شهر فرنگ‌ها را امروز در موزه‌ها می‌توانید از نزدیک تماشا کنید. از شغل‌های جالب دیگری که مردم مراجعه زیادی به آن داشتند سفیدگری بود. در آن زمان از ظروف کریستال و ملامین خبری نبود.

از میراب‌ها تا آلاسکافروش‌ها

«میراب» شغلی بود که در گذشته کارآیی بسیار زیادی داشت چرا که در روزگار قدیم از لوله کشی آب و فاضلاب خبری نبود. آن زمان آب مصرفی مردم، آب جوی‌ها بود که استفاده از این آب باعث می‌شد مردم بسیاری از اوقات دچار بیماری‌های مختلفی مثل کچلی، سالک و… شوند، به همین خاطر شغل میراب‌ها شکل گرفت. آنها با یکسری وسایل خاص که در اختیار داشتند، آب جوی‌ها را به آب‌انبار خانه‌ها هدایت می‌کردند تا مردم از آب‌های ذخیره شده در آب‌انبار خانه خودشان استفاده کنند و کمتر به مریضی دچار شوند. البته آن زمان به خاطر مشکلاتی که مردم برای استفاده از آب داشتند عده‌ای هم با درشکه‌های مخصوص به محله‌های مختلف سطح شهر می‌رفتند و آب را در قبال گرفتن پول، سطل به سطل به مردم می‌فروختند. این درشکه‌ها در میان مردم به درشکه‌های آب شاهی معروف بود و حتی به گاری آن هم می‌گفتند گاری آب شاهی. این شغل‌ها تا زمانی دوام آوردند که لوله‌کشی در تهران رایج نشده بود اما در دهه ۳۰ که لوله‌کشی مشکل آب مردم را حل کرد دیگر این شغل‌ها برای همیشه با مردم خداحافظی کردند. دکه‌های یخ‌فروشی هم یکی دیگر از شغل‌های رایج آن زمان بود. به هر حال مردم به یخچال دسترسی نداشتند و در گرمای تابستان نیاز داشتند خنک شوند و گلویی تازه کنند. به همین خاطر در سطح شهر شما می‌توانستید دکه‌های یخ‌فروشی را ببینید که در حال تکه کردن و عرضه یخ به مردم هستند. در دورانی که مردم برای داشتن آب تمیز و خوراکی‌های خنک در حسرت بودند بعدها شغلی شکل گرفت به نام «آلاسکافروشی». آلاسکا را همه با عنوان منطقه‌ای سردسیر می‌شناسند. در آن زمان هم فروشندگانی بودند که نوعی بستنی مخصوص یخی با عنوان آلاسکا به مردم می‌فروختند. آلاسکافروش‌ها یک چرخ داشتند که بستنی‌ها را داخل آن می‌گذاشتند و به قیمت یک قران به مردم می‌فروختند.

سماور ساز

در روزگاران گذشته، همانطور که سبک زندگی‌ها ساده بود، شغل‌ها هم ساده بود. مردم از طریق کارهایی اشتغالزایی می‌کردند که امروزه دیگر خریداری ندارد و پیدایش این شغل‌ها منوط می‌شد به همان زندگی‌های ساده قدیمی. در این گزارش می‌خواهیم شما را با شغل‌هایی آشنا کنیم که فقط متعلق به دوران گذشته بودند و دیگر امروزه در بازار حرفه‌ها جایی ندارند و از رونق افتاده‌اند، شغل‌هایی که مردم آنها را با عنوان شغل‌های «منسوخ» می‌شناسند. به همین خاطر شما را به قدیمی‌ترین عکاسخانه شهر می‌بریم؛ جایی که داریوش تهامی ۳۴ سال است شغل پدری‌اش را ادامه می‌دهد و عکس‌های قدیمی را به دقت در گنجینه‌اش نگهداری می‌کند. تهامی در مجموعه‌اش عکس‌هایی دارد که شغل‌های قدیمی و منسوخ یا شغل‌هایی که امروزه شکل‌شان فرق کرده است را به تصویر می‌کشد. از شغل آب‌حوضی‌ها و چینی‌بندزن گرفته تا درشکه‌های آب شاهی، ماست‌فروش‌ها، نان‌فروش‌های دوره‌گرد و…. داریوش تهامی در سال ۵۸ قرار شد رشته سینما را ادامه بدهد اما به خاطر اینکه پدرش به دوران کهولت رسیده بود، تصمیم گرفت شغل پدری را ادامه دهد، به همین خاطر سکان قدیمی‌ترین عکاسخانه تهران را به‌دست گرفت و مثل پدر شروع کرد به جمع‌آوری عکس‌های قدیمی؛ عکس‌هایی که برای خیلی‌ها خاطرات گذشته ایران و به‌ویژه پایتخت را زنده می‌کنند.

 

شغل‌های پدران ما در گذشته

در این عکاسخانه عکس‌های زیادی برای تماشا و جست‌وجو در گذشته وجود دارد اما بخشی از عکس‌ها که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند مربوط به افراد ناشناسی است که در گذشته حرفه‌هایی داشتند که امروزه دیگر کاربردی ندارد. تهامی به‌دلیل جذابیت این شغل‌ها، کتابی منتشر کرده با عنوان مشاغل. او می‌گوید: شغل‌های قدیمی به ۳ دسته تقسیم می‌شوند؛ یکسری از شغل‌ها که از قدیم تا به امروز وجود دارد، مثل خواربارفروشی، قصابی، پارچه‌فروشی و… یکسری دیگر از شغل‌ها در گذشته بوده و حالا شکلش عوض شده مثل درشکه‌چی‌ها که امروز جای خود را به تاکسی و دیگر وسایل نقلیه داده‌اند یا عکاس‌های دوره‌گردی که الان در محیط آتلیه خود به کار می‌پردازند. دسته سوم شغل‌هایی هستند که دیگر وجود ندارند و شما نمی‌توانید در کوچه و خیابان اثری از آنها پیدا کنید مثل چینی‌بندزن‌ها که دیگر وجود ندارند و کسی پیدا نمی‌شود که این کار را انجام دهد، چرا که این نوع از مشاغل نه دیگر مثل گذشته مشتری دارند و نه درآمد خوبی که از طریق آن بشود امرار معاش کرد. غلتان‌کارها وظیفه‌شان این بود که بالای پشت‌بام‌ها را بازسازی کنند. در زمانی که ایزوگام وجود نداشت، غلتان‌کارها با استفاده از کاه و گل و به وسیله غلتک‌های سنگی که داخل‌شان را با نمک و کاه پر می‌کردند پشت بام‌ها را بازسازی می‌کردند چرا که در مواقع زمستان هوا بارانی و برفی بود و باران از داخل شیارهایی که روی پشت بام ایجاد شده بود به داخل خانه چکه می‌کرد. به همین خاطر مردم قبل از زمستان، غلتان‌کارها را به پشت‌بام خانه‌شان می‌بردند.

هم دلاک هم دندانپزشک

در این میان خیلی‌ها هم هستند که از منسوخ شدن بعضی از شغل‌ها ناراحت می‌شوند به‌ویژه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها. حمامی یا همان گرمابه‌داری یکی از این شغل‌هاست اما الان اگر در شهر بگردید به‌ندرت می‌توانید شاهد یک گرمابه در محله‌تان باشید، چرا که دیگر همه مردم در خانه‌های خود صاحب حمام خصوصی هستند. جالب است بدانید یکی از شغل‌های مرسوم در گذشته دندانکشی بود، البته تصور نکنید این کار را دندانپزشکانی متخصص انجام می‌دادند. دندان‌کشی را دلاک‌ها برعهده داشتند. زمانی که مردم احساس درد در دندان‌شان می‌کردند به حمام می‌رفتند یا دلاک به خانه‌شان می‌آمد و دندان‌شان را از جا می‌کند. ‌

شب‌های زمستان، پای کرسی

از شغل‌هایی که امروزه دیگر وجود ندارد یا کمرنگ شده است نفت‌فروشی و گازفروشی است. نفت‌فروش‌ها، نفت مورد نیاز مردم را در بشکه‌های ۲۰ لیتری نفت می‌ریختند و به‌دست مردم می‌دادند. ‌به گفته تهامی حتی گازفروشی تا دهه‌های پیش بسیار مرسوم بود و مردم گاز مورد نیاز خود را از گازفروش‌ها تهیه می‌کردند، گازفروش‌ها کپسول‌هایی را با گاز پر می‌کردند و در اختیار مردم قرار می‌دادند. یکی دیگر از شغل‌های شناخته شده در میان مردم زغال‌فروشی بود، به هر حال مردم به جای استفاده از بخاری و شوفاژ و شومینه مجبور بودند از کرسی در زمستان‌ها استفاده کنند. همین کرسی باعث می‌شد که خانواده‌ها پس از کار روزانه دور یکدیگر جمع شوند، خشکبار و میوه بخورند و شب آرامی را پای کرسی پشت‌سر بگذارند، کرسی که زغال آن را زغال‌فروشی محل می‌آورد و گلوله‌های زغال را در پاکت‌هایی مخصوص به مردم می‌فروخت. شب‌های چهارشنبه‌سوری یکی از شب‌هایی بود که ایجاد شغل مقطعی می‌کرد. کاری که امروزه وجود ندارد. تهامی برای‌مان تعریف می‌کند که هر سال با آمدن چهارشنبه‌سوری، عده‌ای از جوان‌های شهر خارفروشی می‌کردند. آن زمان چهارشنبه‌سوری‌ها، کسی ناراحت نمی‌شد و از ترقه و نارنجک خبری نبود. مردم در این روز تنها از روی هیزم‌های آتش زده می‌پریدند. به همین خاطر عده‌ای از جوان‌های شهر هر سال به بیابان‌های اطراف می‌رفتند و بوته جمع می‌کردند و برای فروش به شهر می‌آوردند؛ کاری که امروزه دیگر وجود ندارد. ‌

فوتینا فروشی

حتما برای یک بار هم که شده برای فرزند کوچک‌تان تخم‌مرغ شانسی خریده‌اید، بچه‌ها با باز کردن این تخم‌مرغ‌ها هم می‌توانند خوراکی داشته باشند و هم جایزه. در واقع هیجان این جایزه‌های شانسی، بچه‌ها را سر ذوق می‌آورد و حسابی غافلگیرشان می‌کند، در گذشته هم فوتینافروش‌ها بچه‌ها را حسابی ذوق‌زده می‌کردند. بچه‌ها با پرداخت پول می‌توانستند به انتخاب خودشان یک جعبه را انتخاب کنند که به‌طور معمول از داخل این جعبه‌ها خوراکی‌هایی مثل مخلوط آرد نخودچی و شکر یا انگشتر و وسیله‌های تزئینی کوچک پیدا می‌کردند. فوتینافروش‌ها را در سطح شهر به راحتی می‌شد دید. آنها در هر مسیری که بچه‌ها و خانواده‌های‌شان بیشتر تردد داشتند پاتوق می‌کردند تا جایزه‌های پنهان شده در جعبه‌های شانسی را به آنها بفروشند.

 

ظهور اینترنت:

 

اینترنت بزرگترین مدل از سازمان شبکه‌ای است که تاکنون به منصه ظهور رسیده است و واقعیتی تکان دهنده را نمایان می سازد:

در یک اقتصاد دیجیتالی، نقش یک مدیر سنتی بازرگانی کاملا تغییر یافته و بعضا به طور کامل محو می شود. عملیات شرکت ، توسط افراد آن،‌ با هدایت و کنترل متمرکز بسیار کم ( و یا اصلا بدون کنترل متمرکز) هماهنگ می شود. کارگزاران مخاطره جو و پیمانکاران عمومی، جملگی نقشهایی کلیدی ایفا می کنند (پروژه‌ها را آغاز می کنند ، منابع را تخصیص می دهند و کارها را هماهنگ می سازند). اما،‌ نیازی به اعمال نظارت و کنترل یک شخص یا گروه وجود ندارد. در عوض،‌ نتایج کلی،‌ از اقدامات و تعاملات فردی تک تک بازیگران مختلف این سیستم نشات می گیرند.البته این نوع از هماهنگی همیشه در یک بازار آزاد وجود دارد.
با پیدایش و گسترش اینترنت ، انقلاب شگرفی در چگونگی دسترسی به اطلاعات رخ داده است اینک اطلاعاتی که در گذشته برای بدست آوردن شان ماه ها زمان نیاز بود را میتوان تنها با فشردن چند دکمه بی درنگ در اختیار گرفت و در کنار آن بازارهایی که ۷ روز هفته و بصورت ۲۴ ساعته اقدام به انجام مبادلات و معاملات می نمایند در دنیای نوین اینترنت سر برآوردند .
و به تبع آن کسب و کارهای جدید و حرفه های جدیدی بوجود آمده اند که هوشمندی مضاعف و بازنگری در زمینه های راهبردی و استرات‍ژیک خود را می طلبد . همچون بازاریابی که ابزارتجارت است دستخوش تحولات عظیمی گردیده است بطور مثال بازاریابی سنتی را در مقابل بازاریابی مبتنی بر فناوری با این تفاوتها می بینیم :
طبیعت بازارهای در حال تغییر و واقعیت در حال دگرگونی صنعت ایجاب می کند که صاحبان کسب و کار ، حوزه پر خطر بازار را پیش بینی نموده و متغیرهای فراوان و پیشگویی ناپذیر آن را با تجزیه و تحلیل روشمند و دقیق ، داوری نمایند و تصمیم گیریهای هوشیارانه ای در زمینه شاخص های موثر در کسب و کار به جهت انطباق با این تغییرات انجام دهند . و همواره چهار نیروی عمدۀ دگر گونی ساز فعالیتها را زیر نظر داشته باشند :

سیاست های دولت
رشد سریع فناوری
دگرگونی فرهنگی و اجتماعی
دگر گونی های اقتصادی
ظهور اینترنت حتی در سطوح بالاتر یعنی دولت ها نیز اثرگذار بوده است بطوریکه کارهای دولتی نیز بصورت گریز ناپذیر، دچار تغییرات اساسی گشته اند : دولت الکترونیک به معنای فراهم کردن شرایطی است که دولت ها بتوانند خدمات خود را بصورت شبانه روزی و در تمام ایام هفته به شهروندان ارائه کنند .
امروزه دولت ها همچنین برای جذب سرمایه ، کارگران ماهر ، گردشگران و سایر موارد با یکدیگر در رقابت هستند و بدین منظور به امکانات جدیدی نیاز دارند که دولت الکترونیک این امکانات را فراهم می کند .
کارمندان دولت می توانند به سادگی و بصورت کارآمد مانند کارکنان دنیای تجارت امور خود را انجام دهند .

هوشمندی کسب و کار

با بیان مسایل فوق ، درک اینکه چرا در سالهای اخیر ” هوشمندی کسب و کار ” یا Businessintelligence به موضوع داغی تبدیل شده است دشوار نخواهد بود . BI به عنوان مجموعه ابزار ها ، راهکارها ، فناوری ها ، و مهارت های کسب دانشی جامع و یکپارچه از وضعیت کسب و کار یک سازمان به منظور ارئه اطلاعاتی فرا گیر به گونه ای که بتوان با استنباط از آن ها تصمیم سازی کرد و بهره وری را افزایش داد به یکی از کلیدی ترین اجزای یک معماری سازمانی بدل شده است . آمارهای موجود شواهد و دلایل معتبری را ارائه می کنند که بر اساس آن ها سازمان ها توانسته اند هزینه های غیر ضروری تحلیل های عمیق و دقیق تر از وضعیت درون سازمانی رقابت پذیری و ضریب موفقیت خود را افزایش دهند و یک معماری تجاری قابل اطمینان دست یابند.

اما کسب و کار در آینده

به‌تدریج که به ژرفای عصر اطلاعات و دانایی نزدیک می‌شویم و مشاغل سنتی از بین می‌روند، ما برای این‌که بتوانیم جای مناسبی در بازار کار بیابیم و در «اقتصادهای ابرانسانی» بهره‌ور باشیم، باید به سوی مهارتهایی برویم که قابل ماشینی‌شدن نباشند. در بسیاری از موارد، افراد به دنبال شغلهای موجود نخواهند رفت، بلکه آنها را با تعریف مسئله‌هایی که با مهارتهای ابرانسانی‌شان قابل حل باشد، ابداع خواهند کرد؛ مهارت‌هایی مانند اکتشاف، خلاقیت و تاثیرگذاری.
سه حوزه‌کلیدی برای طراحی ابر‌شغل های آینده (HYPER JOBS) عبارتند از: انرژی، دست‌کاری مواد و احیای انسان.در حوزه انرژی، بویژه ترویج اقتصاد بدون نفت و کسب‌وکار انرژی‌های جایگزین می‌تواند دستمایه‌ طراحی ابرشغلها باشد. به برکت پیشرفت علم و فناوری، هیچ‌یک از صنایع آینده از دستکاری مواد در امان نخواهند بود و این نیز به نوبه خود یعنی انبوهی از فرصتها برای طراحی ابرشغلها. گذشته از همه اینها، ما انسانیم و باید از کار و زندگی لذت ببریم و بنابراین، شادابی روانی یا بهبود آن نیز حوزه‌ وسیعی است که در آینده میزبان ابرشغلهای جدید خواهد بود. این ابرشغلها، افزایش شادابی روانی و حیات روحانی انسانها را نشانه خواهند گرفت و به انسانها کمک خواهند کرد تا توانمندیهای ابرانسانی‌شان را تقویت کنند.

● ویژگیهای ابرشغلهای جدید

ویژگی اصلی و حیاتی یک ابرشغل این است که باید به وسیله موجودی انجام شود که زنده است و زنده عمل می‌کند؛ کسی که دارای شعور است و نسبت به این شعور خودآگاهی دارد. اگر مانند یک روبات عمل کنی، ریسک جایگزین شدن با آن را پذیرفته‌ای.
ابرشغلهای نوظهور، چندان بر مهارتهای ماشینی مثل تندشماری یا تصمیم‌گیری قانون‌مند اتکا نخواهند داشت. به‌عکس، بر مهارتهایی متکی خواهند بود که ورای فناوریهای دیجیتال امروز و شاید فردا هستند.
ابرشغلها بر پایه‌ی پنج «مهارت زنده» کلیدی و سه مهارت کمکی شکل می‌گیرند. مهارتهای زنده عبارتند از:
۱) اکتشاف: به معنای پیداکردن «چرایی»های علم، زندگی و کسب‌وکار.
۲) خلاقیت: یعنی شکل‌دادن به چیزی نو در ذهن.
۳) پیاده‌سازی: یعنی چیدن میوه‌های خلاقیت‌ در دنیای واقعی؛ یعنی توانایی اجرای یک طرح یا نقشه.
۴) تاثیرگذاری: به معنای تعامل با دیگران در جهت الهام‌بخشی، جهت‌دهی، و توانمندسازی آنان؛ آنچه که در حد عالی آن از یک رهبر انتظار می‌رود.
۵) فعالیت‌های بدنی: یعنی تعامل هشیارانه با ابزارها یا بدن.
▪ مهارتهای کمکی که پشتیبان مهارتهای کلیدی به‌شمار می‌آیند، عبارتند از:
۱) مهارتهای ذهنی پایه: مثل ادراک، طبقه‌بندی و ابراز احساسات.
۲) تفکر نمادین و تفسیر: شامل زبان، ریاضیات و بکارگیری نشانه‌های علمی.
۳) مسئولیت‌پذیری: شامل هشیاری جهانی، اخلاق و شعور مذهبی.
موفقیت شغلی در هزاره‌ جدید به این بستگی خواهد داشت که افراد، زمینه‌های یادگیری خود را از جاهایی که فناوری الکترونیک و دیجیتال بهتر از پس آنها بر می‌آیند، به زمینه‌هایی انتقال دهند که انسان خودآگاه در آنها قوی‌تر است.
▪ در پایان نگاهی به وضعیت فضای کسب و کار در کشور ایران می اندازیم :
یکی از شاخص‌هایی که برای ورود سرمایه ‌به یک کشور مهم است شاخص فضای کسب و کار است.
ایران از نظر فضای کسب و کار رتبه کل ۱۳۷ را در بین کشورهای جهان دارا است که به نسبت سال ۲۰۰۹ به میزان پنج رتبه بهبود داشته است. همچنین رتبه ایران در منطقه خاورمیانه از بین ۱۹ کشور که پارسال ۱۷ بود، به ۱۵ رسیده است.
به گزارش ایسنا کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد (آنکتاد) وابسته به بانک جهانی، هر ساله اقدام به رتبه‌بندی کشورها از نظر فضای کسب و کارشان با استفاده از ۱۰ شاخص تعریف‌شده می‌کند. این گزارش که چند ماه قبل از آغاز سال جدید میلادی منتشر می‌شود، بیانگر میزان مناسب بودن فضای کسب و کار یک کشور عموما برای سرمایه‌گذاری خارجی است و در جهان تجارت از نفوذ زیادی برخوردار است.
به همین دلیل سازمان سرمایه‌گذاری، کمک‌های فنی و اقتصادی ایران که از معاونت‌های وزات امور اقتصادی و دارایی به شمار می‌ر‌ود و مسئولیت مستقیم بهبود فضای کسب و کار در کشور را بر عهده دارد، فعالیت‌های زیادی را در زمینه بهبود رتبه ایران در فضای کسب و کار انجام داده است که از جمله آن‌ها می‌توان به تشکیل ۱۰ کارگروه برای راهبری موارد مرتبط با شاخص‌های ده‌گانه، برگزاری بیش از ۱۰۰ نشست در چارچوب کلی پروژه و هر شاخص به صورت جداگانه و پی‌گیری رفع مشکلات و گلوگاه‌های اثبات‌شده اشاره کرد.
این فعالیت‌ها در بسیاری از موارد منجر به بهبود شده است، اما به دلیل اینکه شاخص‌های ده‌گانه بسیار بین‌بخشی هستند بهبود مستمر آن‌ها نیاز به یک کار درازمدت تخصصی و هماهنگ بین تعداد زیادی از وزارتخانه‌ها و سازمان‌های کشور دارد.
سازمان «آنکتاد» برای تعیین رتبه هر کشور به بررسی کمی و کیفی ۱۰ شاخص تعریف‌شده می‌پردازد که عبارتند از شروع کسب و کار، اخذ مجوزهای ساخت، اشتغال، ثبت املاک، اخذ اعتبارات، حمایت از سهام‌داران خرد، پرداخت مالیات، تجارت فرامرزی، اجرای قرارداد، پایان کسب و کار.
هرگونه اصلاحی در هر کدام از این شاخص‌ها، ثبت شده و در تعیین رتبه هر کشور نقش موثری دارد. باید توجه داشت که صرف بهبود از سوی یک کشور، منجر به بهبود رتبه آن کشور در رتبه‌بندی نهایی نمی‌شود چون همزمان کشورهای دیگر هم مشغول اصلاحات هستند و رتبه خود را ارتقا می‌دهند؛ در واقع بهبود یک شاخص وابستگی زیادی به کیفیت آن دارد.

کسب و کار را می توان اینگونه تعریف نمود : هر گونه قالب و وجه ای از حرفه ها که شامل روش ها و رویه ها ، قوانین و ضوابط خاص ، الزامات اجرایی ( تولیدی و مالی …) بوده و در مکان و زمان مشخص بوسیله فرایندهای آن بتوان اقدام به ارائه خدمات و یا انجام معاملات تجاری نمود ، کسب و کار می نامند .

و می تواند شامل مدلهای گوناگون و ابعاد کوچک و بزرگ بصورت محسوس و نامحسوس در بازارهای مجازی و حقیقی صورت پذیرد و به پیشرفت و تعامل در همه ابعاد زندگی بیانجامد .

ویژگیهای ابرشغلهای جدید

ویژگی اصلی و حیاتی یک ابرشغل این است که باید به وسیله موجودی انجام شود که زنده است و زنده عمل می‌کند؛ کسی که دارای شعور است و نسبت به این شعور خودآگاهی دارد. اگر مانند یک روبات عمل کنی، ریسک جایگزین شدن با آن را پذیرفته‌ای.

ابرشغلهای نوظهور، چندان بر مهارتهای ماشینی مثل تندشماری یا تصمیم‌گیری قانون‌مند اتکا نخواهند داشت. به‌عکس، بر مهارتهایی متکی خواهند بود که ورای فناوریهای دیجیتال امروز و شاید فردا هستند.

ابرشغلها بر پایه‌ی پنج «مهارت زنده» کلیدی و سه مهارت کمکی شکل می‌گیرند. مهارتهای زنده عبارتند از:

۱) اکتشاف: به معنای پیداکردن «چرایی»های علم، زندگی و کسب‌وکار.

۲) خلاقیت: یعنی شکل‌دادن به چیزی نو در ذهن.

۳) پیاده‌سازی: یعنی چیدن میوه‌های خلاقیت‌ در دنیای واقعی؛ یعنی توانایی اجرای یک طرح یا نقشه.

۴) تاثیرگذاری: به معنای تعامل با دیگران در جهت الهام‌بخشی، جهت‌دهی، و توانمندسازی آنان؛ آنچه که در حد عالی آن از یک رهبر انتظار می‌رود.

۵) فعالیت‌های بدنی: یعنی تعامل هشیارانه با ابزارها یا بدن.

▪ مهارتهای کمکی که پشتیبان مهارتهای کلیدی به‌شمار می‌آیند، عبارتند از:

۱) مهارتهای ذهنی پایه: مثل ادراک، طبقه‌بندی و ابراز احساسات.

۲) تفکر نمادین و تفسیر: شامل زبان، ریاضیات و بکارگیری نشانه‌های علمی.

۳) مسئولیت‌پذیری: شامل هشیاری جهانی، اخلاق و شعور مذهبی.

موفقیت شغلی در هزاره‌ جدید به این بستگی خواهد داشت که افراد، زمینه‌های یادگیری خود را از جاهایی که فناوری الکترونیک و دیجیتال بهتر از پس آنها بر می‌آیند، به زمینه‌هایی انتقال دهند که انسان خودآگاه در آنها قوی‌تر است.

 

▪ در پایان نگاهی به وضعیت فضای کسب و کار در کشور ایران می اندازیم :

 

یکی از شاخص‌هایی که برای ورود سرمایه ‌به یک کشور مهم است شاخص فضای کسب و کار است.

ایران از نظر فضای کسب و کار رتبه کل ۱۳۷ را در بین کشورهای جهان دارا است که به نسبت سال ۲۰۰۹ به میزان پنج رتبه بهبود داشته است. همچنین رتبه ایران در منطقه خاورمیانه از بین ۱۹ کشور که پارسال ۱۷ بود، به ۱۵ رسیده است.

به گزارش ایسنا کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد (آنکتاد) وابسته به بانک جهانی، هر ساله اقدام به رتبه‌بندی کشورها از نظر فضای کسب و کارشان با استفاده از ۱۰ شاخص تعریف‌شده می‌کند. این گزارش که چند ماه قبل از آغاز سال جدید میلادی منتشر می‌شود، بیانگر میزان مناسب بودن فضای کسب و کار یک کشور عموما برای سرمایه‌گذاری خارجی است و در جهان تجارت از نفوذ زیادی برخوردار است.

به همین دلیل سازمان سرمایه‌گذاری، کمک‌های فنی و اقتصادی ایران که از معاونت‌های وزات امور اقتصادی و دارایی به شمار می‌ر‌ود و مسئولیت مستقیم بهبود فضای کسب و کار در کشور را بر عهده دارد، فعالیت‌های زیادی را در زمینه بهبود رتبه ایران در فضای کسب و کار انجام داده است که از جمله آن‌ها می‌توان به تشکیل ۱۰ کارگروه برای راهبری موارد مرتبط با شاخص‌های ده‌گانه، برگزاری بیش از ۱۰۰ نشست در چارچوب کلی پروژه و هر شاخص به صورت جداگانه و پی‌گیری رفع مشکلات و گلوگاه‌های اثبات‌شده اشاره کرد.

این فعالیت‌ها در بسیاری از موارد منجر به بهبود شده است، اما به دلیل اینکه شاخص‌های ده‌گانه بسیار بین‌بخشی هستند بهبود مستمر آن‌ها نیاز به یک کار درازمدت تخصصی و هماهنگ بین تعداد زیادی از وزارتخانه‌ها و سازمان‌های کشور دارد.

سازمان «آنکتاد» برای تعیین رتبه هر کشور به بررسی کمی و کیفی ۱۰ شاخص تعریف‌شده می‌پردازد که عبارتند از شروع کسب و کار، اخذ مجوزهای ساخت، اشتغال، ثبت املاک، اخذ اعتبارات، حمایت از سهام‌داران خرد، پرداخت مالیات، تجارت فرامرزی، اجرای قرارداد، پایان کسب و کار.

هرگونه اصلاحی در هر کدام از این شاخص‌ها، ثبت شده و در تعیین رتبه هر کشور نقش موثری دارد. باید توجه داشت که صرف بهبود از سوی یک کشور، منجر به بهبود رتبه آن کشور در رتبه‌بندی نهایی نمی‌شود چون همزمان کشورهای دیگر هم مشغول اصلاحات هستند و رتبه خود را ارتقا می‌دهند؛ در واقع بهبود یک شاخص وابستگی زیادی به کیفیت آن دارد.

▪ منابع:

 

۱) ابرشغلهای آینده، ریچارد دبلیو سامسون، (روزنامه تفاهم)

۲) چارلز هندی، وضعیت کار در قرن ۲۱، (ماهنامه تدبیر)

۳) هوشمندی کسب و کار، مجله شبکه

۴) تاثیر اینترنت بر آمیخته بازاریابی، حسین میر حسینی ـ شهریار عزیزی

۵) تاریخچه اصناف، ویکیپدیا

 

 

نظرات کاربران

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است